أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
374
تجارب الأمم ( فارسى )
دليرى بسيار بود . از اينها گذشته پيشآمدهاى خوب و طالع نيكوى [ 1 ] او بود ، از جمله آنكه چون فرماندهى كرج را به او و چنان كه گفتيم ، جاهاى ديگر را به ديگر پناهندگان دادند ، فرمانها براى ايشان نوشته شد و همگى به « رى » درآمدند ، كه فرماندار آنجا وشمگير [ بن زيار ] بود ، و ابو عبد الله حسين بن محمد ملقب به عميد ( پدر ابو الفضل بن عميد وزير ركن الدوله ) ناظر كارهاى آنجا بود . روزى على بن بويه استرى نيكو را كه مىداشت ، براى فروش به بازار فرستاد ، تا بهاى آن را كه سه هزار درم به قيمت دويست دينار بود به كارى بزند . اتفاقا اين استر را عميد بخريد و بهايش را براى او فرستاد . چون على بن بويه دانست كه اين استر براى ابو عبد الله عميد خريدارى شده است ، آن را پيشكش نموده ، سوگند ياد كرد ، كه بهايش را نخواهد ستاند ، پس از آن نيز مهربانيهاى ديگر نمود تا دل او را بربود . آنگاه انگيزهاى مرداويج را بر آن داشت كه آن فرمانها را از * آن سرداران پس بگيرد ، پس به برادرش و شمگير و ابو عبد الله عميد نوشت ، ايشان را از بيرون شدن از رى باز دارد و اگر برخى رفتهاند ديگران را باز دارد . چون نامهها نخست به دست عميد مىرسيد و او چكيدهء آنها را به وشمگير مىگفت ، هنگامى كه از اين نامه آگاه شد ، پنهانى به على بن بويه هشدار داد كه هر چه زودتر به سوى كار نوين خود بشتابد و در راه نماند . او نامهها را بامدادان ، هنگامى بر وشمگير خواند كه على بن بويه راهى بسيار را پيموده بود ، پس ديگر سرداران كه مانده بودند از رفتن باز داشته شدند و على بن بويه به فرماندارى رسيد كه پايهء پادشاهى
--> [ ( 1 - ) ] M : مردم كه از ستم فرمانروايان نا ايرانى به جان آمده بودند ، تا در يك سردار ايرانى دليرى و گذشت ميديدند ، نسبت به او و يارانش به ديدهء يك سپاه رهائى بخش نگريسته هر گونه كمك مىكردند ، تسليم شدن دژها و گنجينههاى خرمدينان ( خ 5 : 437 ) و گنجينههاى ساسانى شيراز ( خ 5 : 441 ) كمك عميد در اينجا و كمكهاى ابو طالب زيد بن على نوبندگانى كه پنهانى از فرماندار شيراز ( ياقوت بردهء سريانى نژاد خليفهء عرب ) انجام مىدهد ( خ 5 : 440 ) پيوستن شيرزاد از گلپايگان ( خ 5 : 438 ) ، پناهنده شدن سپاهيان ديلمى و گيلكى خليفه ( خ 5 : 439 ) همه از سرچشمهء عاطفهء ميهن دوستى بوده است .